قیامت

قیامت

قیامت ؛ راهی بس سخت و تکان دهنده!!

یکى از درد ناکترین منازل پس از مرگ، منزل  هولناک آخرت است ، قیامت است که نگرانی و دلهره اش بزرگ و عظیم است ، بلکه از هر نگرانی و دلهره، بزرگتر و فزع و گرفتاریش "فزع اکبر" است و خداوند در وصف آن در سوره اعراف  آیه 187 مى فرماید : هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِیکُمْ إِلاَّ بَغْتَةً یعنی فرارسیدن قیامت در (بر اهل) آسمانها و زمین، سنگین و دشوار و گران است، فرا نرسد شما را مگر به یکباره و ناگاه و بدون آنکه شما را خبر دهد.

بلی ؛ سنگین و گران و عظیم است قیامت، از جهت  گرفتاریها و هولها و دلهره هاى آن ، سخت  سخت است حتی بر اهل آسمان یعنی فرشتگان و پریان و  به یکباره به سوی ما بیاید و آیا بدنهای ما تاب سختی های آن را دارد؟

قطب راوندى از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که حضرت عیسى (علیه السلام) از جبرئیل پرسید: کى قیامت بر پا خواهد شد؟ جبرئیل چون اسم قیامت شنید به لرزه افتاد و از هوش رفت ؛ پس چون به حال آمد گفت ای روح خدا  ، مسئول بساط قیامت، عالمتر از پرسشگر  نیست ، سپس آیه شریفه ای را که ذکر شد خواند.

و روایتگر جلیل حضرت على بن ابراهیم قمى (رحمه الله) از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) روایت کرده که در زمانی، حضرت رسول صلى الله علیه و آله نشسته بود و جبرئیل نزد آن حضرت بود که ناگاه نظر جبرئیل به جانب آسمان افتاد و  ترسی بر وجودش مستولی شد ؛ پس خود را به رسول خدا چسبانید و به حضرت پناه برد. پس حضرت رسول به آنجا که جبرئیل نظرش افتاده بود، نظر افکند، فرشته ای را دید که مشرق و مغرب را پر کرده بود. پس آن فرشته رو به پیغمبر کرد و گفت یا محمد! من فرستاده خدایم تا تو را خبر دهم که یا پادشاهى را اختیار کنى یا پیامبرى را ؟ پس حضرت به سوى جبرئیل توجه کرد، دید که آثار نگرانی از چهره جبرائیل رخت بربسته. جبرئیل عرض کرد: بهتر است که پیام آور و بنده او باشید . پس پیغمبر گفت : مى خواهم بنده و رسول خدا باشم . پس آن فرشته با گامهای خود آسمانهای هفتگانه  را درنوردید .

هر آسمان را یک گام خود کرد و هر چه بالا رفت کوچک تر شد تا آنکه به اندازه مرغ کوچکى شد. پس حضرت به جبرائیل فرمود: دیدم طورى ترسیده بودى که رنگت تغییر کرده بود؟ جبرائیل گفت : یا رسول الله مرا ملامت مفرما. آیا دانستید که این فرشته که بود؟ این اسرافیل "حاجب الرب" بود و از زمانیکه حق تعالى آسمانها و زمین را خلق فرموده از مکان خود پائین نیامده

من او را دیدم که به سوى زمین مى آید، گمان کردم که براى بر پا کردن قیامت آمده است پس از ترس قیامت ، رنگم چنان تغییر کرد که مشاهده فرمودید. پس چون دیدم که براى امر قیامت نیامده بلکه حق تعالى چون شما را برگزیده و به خاطر عظمت شما او را به نزد شما فرستاده ، رنگم به حال اول برگشت و نفسم به سوى من برگشت .

و در روایتى است که نیست فرشته مقربى و نه آسمانى و نه زمینى و نه نسیمی و نه بادى و نه کوهى و نه صحرایى و نه دریائى؛ مگر اینکه بترسند از روز جمعه براى آنکه قیامت در آن بر پا مى شود.

همانگونه که ما نیز گفتم؛ محدث قمی گوید: شاید ترسیدن آسمان و زمین و سایر چیزها که ذکر شد، ترسیدن اهل آنها و موکلین آنها باشد چنانچه مفسرین در معناى آیه ثَقُلَتْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِیکُمْ إِلاَّ بَغْتَةً  گفته اند.

و روایت شده که چون حضرت رسول صلى الله علیه و آله قیامت را یاد مى نمود، صداى آن حضرت شدید و رخسار آن حضرت سرخ مى شد.

و شیخ مفید در ارشاد نقل کرده که چون حضرت رسول صلى الله علیه و آله از غزوه تبوک به مدین مراجعت فرمود، ((عمرو بن معدى کرب )) به خدمت آنحضرت  شرفیاب شد، حضرت به او فرمود: اسلام بیاور اى عمرو تا خدا تو را از فزع اکبر و بیچارگی بزرگ نجات بخشیده و ایمن گرداند یعنى ترسى که بزرگترین ترسهاست . عمرو گفت : اى محمد صلى الله علیه و آله فزع اکبر کدام است ؛ من کسى هستم که نمى ترسم .

شیخ عباس قمی (ره)  گوید: معلوم مى شود عمرو بن معدی کرب ، مردی دلیر و شجاع بوده است ؛ نقل شده که او از شَجاعان نامى روزگار بوده و بسیارى از فتوحات مسلمان به دست او واقع شده و شمشیر او به صمصامه معروف بود، که با آن ، به یک ضربت ، پاهاى شتر را از هم جدا مى کرد.

و عمر بن الخطاب در زمان خلافت خود از او خواهش کرد که آن شمشیر را نشان او دهد، عمرو آن را حاضر کرد. عمر آن را کشید و بر محلى زد که تیزى آنرا امتحان کند ابدا اثر نکرد. عمر آن را دور افکند و گفت : این چیزى نیست . عمرو گفت : اى امیر؛ شما از من شمشیر طلبیدید نه بازویى که با آن شمشیر مى زد. عمر از سخن عمرو بدش آمد و او را سرزنش کرد و به قولى او را بزد و (صد البته که عمر مردی خشن و تلخ رو بود و در بسیاری از موارد از پیامبر می خواست تا مردمان را با شمشیر بکشد و پیامبر مانع او می شد .

و چون عمرو گفت من از فزع اکبر و بیچارگی و دلهره بزرگ قیامت  نمى ترسم ، حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود: اى عمرو؛ چنین نیست که گمان کرده اى ؛ همانا صیحه اى بلند خواهد شد که مرده ای نماند، مگر آنکه زنده شود و نماند زنده اى مگر آنکه بمیرد، مگر آنها که خدا بخواهد نمیرند. پس یک صیحة دیگر بر ایشان زده مى شود که همه زنده مى شوند و صف مى کشند و آسمان شکافته مى شود و کوهها متلاشى و پراکنده مى شوند و پاره هایی از آتش جهنم جدا شود و کوه ها افکنده شود؛ پس نماند صاحب روحى مگر آنکه دلش کنده شود و گناهش را یاد کند و مشغول به خود شود، مگر کسانى که خدا خواسته باشد(که چنین نشود).

نوشته اند که فرمود : پس کجایى تو اى عمرو ؟ عمرو گفت : همانا من مى شنوم امرى را که عظیم و بزرگ است .

و به حدى قیامت هولناک و دهشتناک است که اموات و مردگان در عالم برزخ و قبر نیز هول و تکان و بیم و وحشت آن را دارند، به نحوى که بعضى از مردگان که به دعاى اولیاء خدا زنده شده اند موهایشان تمام سفید بوده . سبب سپیدى موى آنها را پرسیدند، گفتند وقتى که ما را به زنده شدن امر کردند گمان کردیم که قیامت بر پا شده و از وحشت و هول قیامت تمامى موهاى ما سپید شد.

اینک ما در اینجا چیزهائى که سبب خلاصى از سختیهاى قیامت است ذکر مى کنیم شاید آن را به کار بندید.

1 - خواندن سوره یوسف

روایت شده است که هر که سوره یوسف (علیه السلام) را در هر روز یا در هر شب بخواند، روز قیامت که مبعوث مى شود جمالش مانند جمال یوسف (علیه السلام) باشد، و به او فزع و ترسى از روز قیامت نرسد.

2 -خواندن سوره دخان در هر نماز

و از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) مرویست که هر که سوره دخان را در نمازهاى فریضه و نافله ، بخواند حق تعالى او را در جمله آنهائى که امین و بى ترسند مبعوث فرماید.

3 - خواندن سوره احقاف در هر جمعه

و از حضرت امام جعفر صادق (ع) مروى است که هر که سوره احقاف را در هر شب یا در هر جمعه بخواند، به او ترسى در دنیا نرسد و حق تعالى او را از ترس روز قیامت ایمن گرداند.

4 - خواندن سوره والعصر در نمازهای مستحبی

و نیز از آن حضرت (امام صادق (علیه السلام)) منقولست که هر که سوره والعصر را در نمازهاى نافله خود بخواند روز قیامت با صورت سفید و روشن مبعوث مى شود، و دهانش به خنده گشوده باشد و چشمش روشن باشد تا داخل بهشت شود.

5- احترام به ریش سفیدان و بزرگترها

شیخ کلینى از حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) نقل کرده که حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود: هر که احترام و تعظیم کند کسى را که در اسلام موى خود را سپید کرده حق تعالى او را از فزع و ترس روز قیامت ایمن گرداند.

6- مردن در راه مکه

و نیز از آن حضرت روایت کرده که فرمود: هر که بمیرد در راه مکه ، خواه در وقت رفتن باشد یا در وقت برگشتن ، از ترس بزرگ و فزع اکبر روز قیامت ایمن بماند.

 

7 - مردن در حرم مکی و یا مدنی

و شیخ صدوق از آن حضرت روایت کرده که فرمود هر که در یکى از دو حرم ، یعنى حرم مکه و حرم مدینه بمیرد خداوند او را از جمله آنهائیکه امین و بى ترسند در قیامت قرار مى دهد.

8- دفن شدن در حرم مکی

شیخ کلینى از حضرت صادق(علیه السلام) روایت کرده که فرمود: هرکه در حرم مکه معظمه دفن شود از فزع اکبر و ترس بزرگ ایمن گردد.

9- دوری از فحشاء بخاطر خدای بزرگ

شیخ صدوق از حضرت رسول صلى الله علیه و آله نقل کرده که هر کس ‍ از زنا و یا زشتى دیگر به خاطر خداوند بپرهیزد خداوند آتش جهنم را بر او حرام گرداند و او را از ترس بزرگ روز قیامت ایمن گرداند.

10- دشمن دانستن نفس اماره

کسى که نفس اماره را دشمن خویش شمرد خداوند او را از ترس روز قیامت ایمن گرداند.

11-فرو بردن خشم و کظم غیظ

شیخ اجل على بن ابراهیم قمى از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) روایت کرده که هر کس، خشم خود را فرو برد خداوند دل او را از امن و ایمان روز قیامت پر گرداند.

12- محبت و ولایت  اهلبیت

حق تعالى در سوره نمل آیه 89 فرمود : مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِّنْهَا وَهُم مِّن فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ یعنی هر کس نیکى به میان آورد، پاداشى بهتر از آن (نیکی) خواهد داشت‏، و آنان از هراس و دلهره آن روز (قیامت) ایمنند، از حضرت امیرالمؤ منین روایت شده که فرمود: حسنه در این آیه ، معرفت و ولایت و محبت ما اهل بیت است (و معلوم می شود آیه شریفه 201 سوره بقرة وِمِنْهُم مَّن یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ یعنی : و برخى از آنان مى‏گویند: (پروردگارا! در این دنیا به ما نیکى و در آخرت (نیز) نیکى عطا کن‏، و ما را از عذاب آتش (دور) نگه دار) همان محبت و ولایت اهل بیت علیهم السلام است.

13- کمک به برادران مومن و برآوردن حوائج آنان

شیخ صدوق از حضرت صادق(علیه السلام) روایت کرده که فرمود: هر کس که برادر مؤمن اندوهگین و تشنه را کمک کند و اندوهش را از بین ببرد و یا خواسته اش را بر آورده سازد براى او از طرف خداوند هفتاد و دو رحمت است که یکى از آنها را حق تعالى در دنیا به او مرحمت فرماید که با آن زندگى خود را اصلاح نماید و هفتاد و یک رحمت دیگر براى جلوگیرى از ترسهاى روز قیامت او باشد.

مرحوم محدث قمی می گوید که در خصوص برآورده کردن نیازها و مشکلات برادران دینى، روایات بسیار نقل شده ؛ از جمله از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) روایت شده است: کسى که دنبال کار برادر مسلمان خود برود، حق تعالى او را در حمایت هفتاد و پنج هزار فرشته قرار دهد که براى او در هر قدمى حسنه اى بنویسد و زشتى را از او بردارد و درجه بالاتر را به او دهد. و چون نیاز برادر دینی خویش روا سازد ، فرشتگان بنویسند براى او اجر و مزد کسی که حج و عمره را بجا آورده باشد. و از حضرت صادق (علیه السلام) منقول است که برآورده کردن نیاز مرد مومن برتر  است از حجّة و حجّة و حجّة و تا ده حجة شمردند .

و روایت شده که در بنى اسرائیل هر گاه عابدى به نهایت عبادت مى رسید از میان همه عبادات سعى و کوشش در بر آوردن حاجات مردم اختیار مى کرد.

و شیخ جلیل ، شاذان بن جبرئیل قمى از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت کرده که حضرت در شب معراج این کلمات را دید که بر در دوم بهشت نوشته شده : "لا اله الا الله،محمد رسول الله،على ولى الله" از براى هر چیزى حیله ایست و حیله سرور و خشنودی در آخرت چهار خصلت است : دست مالیدن بر سر یتیمان و مهربانى بر بیوه زنان و رفتن پى حاجت مؤ منان و تعهد و پرستارى از فقیران و مسکینان و درماندگان، بنابراین علما و بزرگان دین خیلى اهتمام در رفع نیاز مؤمنین داشتند.

14- زیارت اهل قبور مومنان

شیخ کلینى از حضرت امام رضا (علیه السلام) نقل کرده که هر کس نزد قبر برادر خود بیابد و دست خود را بر قبر بگذارد و سوره "انا انزلناه فى لیله القدر" را هفت مرتبه بخواند، خداوند او را از فزع اکبر و دلهره بزرگ روز قیامت ایمن و مصون گرداند.

محدث قمی می گوید: در روایت دیگر است که خوب است زائر قبر  مومنان، رو به قبله نماید و دست بر روى قبر بگذارد.

شایان ذکر است که گفته شود :  ایمن بودن از ترس بزرگ و دلهره تکان دهنده روز قیامت ، ممکن است براى خواننده سوره "انا انزلناه فی لیلة القدر" باشد چنانچه از ظاهر خبر چنین استفهام می شود ، و  احتمال دارد، ایمن شدن از دلهره بزرگ قیامت براى آن مرده ای باشد که "سوره قدر"  را برای او خوانده اند  ، چنانچه از بعضى روایات اینگونه ظاهر مى شود.

مرحوم شیخ عباس  قمی که مولف مفاتیح الجنان نیز می باشد،  می گوید : و این فقیر در مجموعه اى که شیخ اجل افقه، ابو عبدالله،  محمد بن مکى عاملى، معروف به شیخ شهید ((اول) نوشته است این حکایتی را که برایتان نقل می کنم دیده ام) در آن مجموعه  نوشته بود: به زیارت قبر استاد خود شیخ اجل عالم، فخر المحققین نجل(فرزند)آیه الله علامه حلى (رضوان الله علیهم اجمعین ) آمد و گفت : نقل مى کنم از صاحب این قبر و او نقل کرد از والد ماجدش(پدر ارجمندش) به سند خود از امام رضا (علیه السلام) که هر که زیارت کند قبر برادر مؤ من خود را و بخواند نزد او سوره قدر را و بگوید: "اللهم جاف الارض عن جنوبهم و صاعد الیک ارواحهم و زدهم منک رضوانا و اسکن الیهم من رحمتک ما تصل به وحدتهم و تونس وحشتهم ، انک على کل شى ء قدیر"  ایمن شود خواننده  این دعا و مرده ای که برای او این دعا را می خوانند از فزع اکبر و دلهره بزرگ روز قیامت.

صاحب منازل الاخره گوید: که قبر فخر المحققین بنابر آنچه از کلام مجلسى اول در شرح فقیه ظاهر مى شود در نجف اشرف است و شاید نزدیک قبر والدش علامه (رحمه الله علیه) در ایوان مطهر باشد.

مـراحـل وقـوع قـیـامـت

«امروز می پـرسـد: روز قـیامت دیگر چه وقت است ـــ ولی وقتی نور چشم را بگیرد ـــ و ماه ناپدید بشود ــ و خورشید و ماه یکی شوند ـــ آنروز می گـوید: گریزگاه کجاست»! قیامت 6ــ10

«وقتی خورشید حجیم شود و ستارگان تیره شوند (بمیرند)». تکویر 1ــ2

«و وقتی جو کنده شود». تکویر 11

« و وقتی دریاها طغـیان کنند». انفطار 3

« و وقتی دریاها به غلیان آمده و تبخیر شوند». تکویر 6

« وقتیکه ستارگان کم کم تمام شوند». مرسلات 8

نکات آیات:

1ـ خورشید حجیم خواهد شد. 2ـ چشم را برق خواهد گرفت. 3ــ دریاها طغیان خواهند کرد. 4ـــ دریاها  تبخیر خواهند شد. 5ـــ مـاه خـواهـد گرفت.6ـــ جو کـنـده خواهد شد. 7ــ جو نسبت به زمین بمثابه پوست می ماند. 8ـ ماه و خـورشید یکی خواهند شد. 9ـ ستارگـان تیره خواهند شد (خواهند مرد). 10ـــ ستارگان کم کم تمام خواهند شد.

1ــ خورشید حجیم خواهد شد:

خورشید از هـیـدروژن و هلـیوم تشکیل شده است. بدلیل دمای بـسـیـار بـالای درون آن پیوسته هیدروژن آن تجزیه میشود و به هلیوم و حجم عظیمی از انرژی که گرما و نور و تشعشعات بـاشـد تبدیل میشود. هـیـدروژن آن روزی تـمام می شود و منبع هلیوم آن متلاشی می شـود و دمـای آن بالا میرود. بـه دلیل افـزایـش دما بخش (انبار) هـیدروژن به بیرون هل داده می شود و خورشید گسترش پیدا می کند و غـول آسایِ سرخ رنگ می شود. بعد دوباره کم کم جمع می شود و بعد دوباره امتداد پیدا می کند و بعد دوباره جمع و کوتوله سفید رنگ میشود. (عمر خورشید 5000 مـیـلـیـون سـال دیـگـر بـرآورد می شـود. ایـن تـخـمـیـن  با بررسی انواع انفعـالات هــسـتـه ای مـوجـود در خورشید و در ترکیب خورشید و حساب اشعه های خارج شونده از آن، و حساب جرم آن زده شده است و بستگی به این دارد که: اولاً خورشید پیوسته هـمـیـن اندازه از ماده را تجزیه کند. و ثانیاً: نحوه تجزیه و فعل و انـفـعالات درون خورشید پیوسته به هـمین منوال کنونی خود ادامه داشته باشد. و این چیزی است که انسان از آن مطمئن نیست).

(مصدر تکویر در اصل بمعنی پیچاندن چیزی دور چیزی است. بعد بطور ضمنی بمعنی حجیم شدن، پف کردن، در خود جا دادن یا فرو بردن، کوره شدن و غیره بکار رفته است).

2ــ چشم را برق خواهد گرفت:

هنگامیکه خورشید گسترش پیدا می کند و غول آسا میشود، گازهای داغ آن سرد می شود و رنگ زرد آنها به رنگ سرخ تغییر می کند، ولی از آنجا که با غول آسا شدن آن قطر آن حدود 150 بار بزرگتر می شود و به ما خیلی نزدیک می شود علی رغم سردتر شدن گازهای آن درخشندگی و پرتو آنها برای ما خیلی خیلی بیشتر از آنچه فعلاً هست خواهد شد، و این باعـث برق گرفتن چشم خواهد شد.

3ــ دریاها طغیان خواهند کرد:

از آنجا که دمای هـوای قـطبها در حدی نیست که بـرفـهـای آن آب شـونـد سال بسال بر اندازه برف و یخ آنها افزوده می شود.  و به هـمان اندازه نیز از آب دریا رفـته رفـته کاسته میشـود. وقـتی خـورشـیـد آغاز به گسترش پیدا کردن می کند دمای حرارت روی زمین بالا می رود و باعث ذوب شـدن بـرفـهـای قطبها میشود. با آب شدن آنها سطح آب دریاها بالاتر می آید و به این ترتیب دریاها طغـیان می کنند.

4ـــ دریاها  تبخیر خواهند شد:

در ادامه گـسـتـرش خـورشـیـد و پـیـوسـته بالاتر رفـتن دمای حرارت در زمین، آبهای روی زمین تبخیر خواهند شد.

5ـــ ماه خواهد گرفت:

با افـزایش گرما و تبخیر شدن دریاها، جو زمین یکپارچه پر از بخار می شود و ماه دیده نخواهـد شد.

6ـــ جو کنده خواهد شد:

با گسترش خورشید و افزایش دما و تـبخیر دریاها، جو زمین از محدوده زمین خارج می شود و به فضا می رود. گرمای روی زمین روزها گرمتر از درون تنور خواهد شد.

7ــ جـو نسبت به زمین بمثابه پوست می ماند:

واژه «کشط» به معنی پوست کـنـدن اسـت. و «کـشـط شـدن» جـو به این معنی است که جو زمین بمثابه "پوست زمین" می ماند.  قـطر زمین 12800 کـیلومتر است و ارتفاع جو 1000 کـیلومتر. یعنی ارتفاع جو نسبت به قطر زمین تقریباً یک سیزدهم است. این نسبتِ جو نسبت به قـطـر زمـین مانند نسبت پوست به مـیـوه می ماند.

8ــ ماه و خورشید یکی خواهند شد:

وقـتـی خورشید امتداد پیدا می کند و بزرگ می شود ابتدا عطارد را می بلعد که در فاصله 58 میلیون کیلومتری آن قراردارد. بـعـد زهره را می بلعـد که در فاصله 108 میلیون کیلومتری آن قرار دارد. و بعـد نوبت ماه میرسد و ماه را می بلعد.  در آن زمان البته فاصله ماه تا زمین بیشتر از آنچه امروزه هست خواهد بود، چون ماه هر سال 3 سانتیمتر از زمین دور می شود. و به این ترتیب ماه و خورشید یکی خواهند شد.

9ـــ ستارگان تیره خواهند شد (خواهند مرد):

ستارگان نیز مانند سایر پدیده هـای دیگر تولد و زندگی و مرگ دارند. برخی از ستاره هائی که  می بینیم از خیلی وقتها پیش مرده اند و ما فـقـط  نور آنها را می بینیم، و بـقـیه نیز خواهند مرد.

 

 

10ـــ ستارگان کم کم تمام خواهند شد:

در داخل کهکـشـانـهـا از ابرهای گازی موجود در آنها بطور متوالـی ستاره های جدید متولد می شوند. ولی آن ابرهای گازی روزی تمام خواهند شد. وقتـی هـمـه گـازهای موجود در ابرهای گازی تمام شـوند سـتـاره هـای جـدیـد دیـگـری نمی توانند متولد شوند، و به این ترتیب ستارگان کم کم تمام خواهـند شد.

تأثیرات زلزله روی موجودات زنده

«مـردم! رهنمودهای آفریدگار خود را بکار بگیرید که لرزش روز رستاخیز لرزشی بی سابقه است ـــ روزیکه با آن مواجه شوید: هر شـیر دهنده در حال شیر دهی شیرخوار خود را رها می کند وهر ماده بارداری وضع حمل میکند، و مردم را مست می بینی در حالیکه مست نیستند بلکه مجازات خـدا طولانی است».

نکات آیـه:

1ـــ زلزله باعث وضع حمل می شود،انسان را مست می کند، باعث رها نمودن شیردهی می شود:

موجهای صوتی با تناوب ضعیف، با تواتر و تناوب ضعیف تر از شنوائی بشر (مادون صوت) با 7 ــ 15 نوسان  در هر ثانیه، بیش از آنچه شنیده شوند احساس می شوند و روی موجودات زنده تأثیر می گذارند. نمونه این نوع تواتر و تناوبِ صوتی زلزله ها هستند. زلزله در صورت شـدید بودن و طول کشیدن از جمله همین تأثیراتی که در آیه بیان شده را روی انسان می گذارند. کسیکه در حال شیردادن به نوزاد است شیر دهی نوزاد را رها می کند. کسیکه باردار است وضع حمل می کند. و انسان گیج و منگ میشود یا به توصیف قـرآن "مست" بنظر می رسد.

2ـــ روز رستاخیز با زلزله بی سابقه همراه خواهد بود:

زمین از جهت غرب در جهت شرق بدور خود می چرخد که این امر یکی از دلایل ایجاد شب و روز در روی زمین است. هر صد سال یک هزارم ثانیه از سرعت حرکت زمین بدور خود کاسته میشود (به عبارتی هر یک قرن یک هزارم ثانیه به طول روز اضافه می شود). طوری که حدوداً 4 هزار میلیون سال پیش سرعت زمین آنقدر زیاد بوده است که طول شب و روز 4 ساعت بوده است. نتیجه کم شدن از سرعت زمین اینست که روزی زمین از حرکت باز خواهد ایستاد و بعد به سمت عکس حرکتِ کنونی خود حرکت خواهد کرد (یعنی از شرق به غرب)، و خورشید نیز از غرب طلوع خواهد کرد. در مدتی که زمین از حرکت باز خواهد ایستاد دچار تنش و لرزشهای سهمگینِِ بی سابقه خواهد شد.

« و در شـیـپـور دمـیـده خواهد شد و هـرکـه در زمین و سـیارات باشد بیهـوش شده و می میرد غیر از آنکه خدا آنرا استثناء کرده باشد».

 نکات آیه:

1ـــ صدا انسان را بیهوش می کند و می کشد: واحد اندازه گیری شدت صدا دسیبل است. پائین ترین صدائی که انسان می تواند بشنود 20 دسیبل است. هنگامیکه شدت سر و صدا نزدیک 45 دسیبل است انسان به آسودگی نمی تواند بخوابد، نزدیک 85 دسیبل دردهای گوش آغاز می شود. در سر و صداهای نزدیک به 90 دسیبل آدم نمی بایست 8 ساعت بیشتر در آن فضا بماند، در 100 دسیبل نمی بایست بیش از دو ساعت بماند، در 110 دسیبل نمی بایست بیش از نیم ساعت بماند، و به 160 دسیبل که برسد آدم کر می شود.

در شدت سر و صدای دستگاهای ما فوق صوت که به 200 دسیبل می رسد بافت های خیلی از جانواران دریائی دریده می شود و می میرند. پرنده بلدرچین اگر صدای رعد شدید بشنود می میرد. فـشار موج بالای 200 دسیبل برای انسان کشنده است. مثلاً انفجار یک بمب اتم در فـاصله 500 متری می تواند انسان را بکشد. (البته گرمای آن در آن فاصله کشنده تر است ولی در صورت کشته نشدن با گرمای آن از صدای آن می میرد).

2ـــ هنگام قیامت کسانی در سیارات خواهند بود: موقعیت عـلـمی انـسـان امـروز و رفـتن وی بـه مـاه درسـتی رفــتـن انـسان به سیارات دیگر و بودن وی در آنها را تأیید می کند.

 

 

وضـعـیـت آسـمـان در آغـاز قـیامـت

«وقتی آسمان(منظومه شمسی) از هم گسیخته شود،مانند "گـُلی به شکلِ روغنِ ته مانده غذای سرخ کرده" خواهـد شد (رحمن: 37)».  

  «روزیکه آسمان مانند چیز گداخته (یا روغن گداخته) شود ( معارج 8)».

(«دِهان» بمعنی: روغنِ سرخِ روشن، باقیمانده روغن، ته مانده روغن خوراک سرخ کرده شده ــ روغن مالیدنی ــ جای لیز و لغزنده ــ  چرم سرخ ــ و ابزار روغن مالی است. و همینطور یکی از دو جمع «دُهن» است. دُهن روغن جامد است، (به روغن مایع «زیت» گفته می شود و به روغن جوشان و گداخته«مُهل»). دُهن همینطور به باران ضعیف گفته می شود (بارانی که زمین را کمی چرب و نرم می کند).

«مُهل» بمعنی: چیزی است که با آرامش با آن کار و برخورد می شود. و در معنی دوم خود به: هر چیز داغ و گداخته (از جمله روغن داغ و گداخته) ــ چرک، زرداب ــ طلا، نقره ــ چیزیکه قطره قطره می چکد ــ و اشیائیکه در تنور به نان می چسبند، اطلاق شده است.

وقـتی خورشید گسترش پیدا می کند، برخی از سیارات را می بلعد و برخی دیگر باقی می مانند. و مـنظـومه شمسی از هم گسیخته می شود، و همانطور که قرآن آنرا توصیف نموده و در تصویر می بینیم مانند "روغـن تـه مـانـده خـوراک سـرخ کرده" و مانند  "روغن یا چـیـز گـداخـتـه" خـواهـد شـد.

مردگان زنده خواهند شد و رستگار شوندگان نجات داده خواهند شد

«روز قیامت می بینی "کسانیکه خـدا را دروغ پنداشتند" روسـیـاه شـده اند. آیـا جای افراد متکبر نباید در جهنم باشد؟! ولی کسانیکه نیک زندگی کردند خدا آنها را با رسـتـگاریشان از آن شرایط بیرون خواهد برد. نه آسیبی خواهند دید و نه خودشان اندوهِ چیزیرا خـواهند داشت»!

«و خواهند گفت: به آن ایمان آوردیم! ولی چطور می خـواهند چیزیکه در فاصله دور در پرواز است را با دست بگیرند»؟

روز قیامت پس از دمـیـده شـدن دوباره در شـیـپـور مردگان زنـده می شـونـد. پـس از حـسـاب و کـتـاب، کـسانیکه رسـتگار می شوند از شرایطی که دیدیم نجات داده می شوند ولی کـسانیکه رستگار نمی شـوند هـمـانـجا جا گـذاشـتـه می شوند.

در روز رستاخیز کسانیکه به آن ایمان نیاورده بوده اند وقـتی آنرا ببینند می گویند: به آن ایمان آوردیم!

قرآن ایمان آوردن آنها در آن نقطه را به «با دست گرفتن پرنده درحال پرواز درفاصله دور» تشبیه کرده، که امری غیر ممکن است. یعنی آنجا وقت ایمان آوردن نیست و ایمان آنها پذیرفـته نخواهد شد.

مرگ و قیامت از دیدگاه نهج البلاغه

اشکال ما انسان ها این است که تنها به شنیدن نام قیامت اکتفاء نموده ایم، و لذا بدون آنکه از آن روز هولناک، ترس و واهمه ای به دل راه دهیم، به سادگی از آن می گذریم، در حالی که قیامت روزی است خطیر و سرنوشت ساز، که طبق فرمایش امیر متقیان علی (علیه السلام) مشکلات عظیمی به همراه دارد، مشکلاتی که نه چشمی آن را دیده و نه گوشی به حقیقت آن پی برده است، حوادث روز قیامت به اندازه ای هولناک و ترسناک است که با دیدنش، یاد و خاطره اش، برای همیشه بر صفحه ی دل ها حک خواهد شد، و لذا تا پرده ی حجاب دنیا از دیده ی حق بین ما کنار زده نشود، به حقیقت آن روز وانفسا دست نخواهیم یافت.

«فاحذروا عباد الله الموت و قربه، و أعدّوا له عدّته، فإنّه یأتی بامرٍ عظیم، و خطبٍ جلیل، بخیرٍ لا یکون معه شرٌّ أبداً، أو شرٍّ لا یکون معه خیرٌ أبداً، فمن أقرب إلی الجنة من عاملها؟! و من أقرب إلی النار من عاملها؟!»

ترجمه: ای بندگان خدا! از مرگ و نزدیک بودنش بترسید، و آمادگی های لازم را برای مرگ فراهم کنید، که مرگ جریانی بزرگ و مشکلی سنگین به همراه خواهد آورد: یا خیری که پس از آن شرّی وجود نخواهد داشت، و یا شرّی که هرگز نیکی با آن نخواهد بود!پس چه کسی از عمل کننده برای بهشت، به بهشت نزدیک تر؟ و چه کسی از عمل کننده برای آتش، به آتش نزدیکتر است؟

شرح گفتار :

هشدار! از نزدیکی مرگ بترسید

امیر بیان علی(علیه السلام) در این فراز از کلام نورانی خویش موضوع نزدیکی مرگ را به همگان گوشزد نموده و مردم را به ترس از آن و مهیا سازی خود برای مواجه شدن با آن  لحظه ی خطیر دعوت نموده است.

تذکر امیر متقیان علی (علیه السلام) از این جهت است که در نظام زیبای آفرینش، مرگ جزء لا ینفک زندگی موجودات زنده عالم بوده، به گونه ای که هیچ جنبنده ای در این دار فانی وجود ندارد، مگر اینکه عاقبت در چنگال مرگ اسیر خواهد شد.

خداوند در کلام نورانی خود، این حقیقت را به خوبی بازگو نموده و در این باره به زیبایی می فرماید: «کل نفس ذائقة الموت»

بنابراین مرگ حقیقتی است انکار ناپذیر، و پدیده ای است عمومی که تمام موجودات عالم هستی – اعم از ضعیف و قوی – باید در مقابلش سر تسلیم فرود آورده و از آن با جان و دل استقبال نماییم.

قیامت در پیش است!

امیر متقیان علی (علیه السلام) در ادامه ی سخنان هدایت بخش و در عین حال زیبا و دلنشین خود، از امر عظیمی که پدیده مرگ به همراه دارد خبر داده و در این باره فرمود: «فإنه یأتی بأمر عظیم، و خطب جلیل». همانا مرگ امری عظیم و حادثه ای بزرگ به همراه خواهد آورد.

با دقّت در کلام نورانی امیر بیان علی (علیه السلام) به خوبی در می یابیم که منظور ایشان از «امر عظیم»، حادثه ی بزرگ روز قیامت است.

آنچه این مطلب را تأیید می کند، کلام نورانی حضرت حق پیرامون قیامت است، زیرا پروردگار عالم، در قرآن مجید از قیامت به عنوان خبر عظیم یاد می کند و در این باره می فرماید: «عم یتسائلون عن النبأ العظیم» درباره ی چه چیز از یکدیگر می پرسند؟ درباره ی آن خبر بزرگ.

اینکه امیر متقیان از قیامت تعبیر به «امر عظیم» نموده، حکایت از عظمت و بزرگی حوادث آن روز هولناک دارد. خداوند بی مثال در وصف قیامت می فرماید: «ثقلت فی السماوات و الأرض لا تأتیکم الّا بغتة»قیامت در آسمان ها و زمین سنگین است و نمی آید سراغتان مگر به طور ناگهانی.

نقل است: عمر و بن معدی کرب که از شجاعان نامی عرب است و فتوحات زیادی در تاریخ اسلام به او نسبت می دهند، وقتی هنوز مشرک بود و مسلمان نشده بود، خدمت رسول خدا  (صلی الله علیه و آله) آمد، حضرت او را به اسلام دعوت کرد و به او فرمود: ای عمرو اسلام بیاور تا خدا تو را از فزع اکبر در امان بدارد. (فزع اکبر یعنی ترسی که بزرگترین ترس ها است.)

عمرو در جواب گفت: فزع اکبر کدام است ای محمد؟! من به قدری قوی دل هستم که از هیچ چیز ترسناکی نمی ترسم. حضرت فرمود: ای عمرو چنین نیست که تو گمان می کنی. همانا قیامت صیحه ای زده می شود بر مردم، صیحه ای که باقی نمی ماند مرده ای مگر اینکه زنده شود و نماند زنده ای مگر اینکه بمیرد مگر کسانی که خدا نخواسته باشد که بمیرند، سپس یک صیحه ی دیگر بر آنها زده می شود که تمام آنها زنده می شوند و صف می کشند و آسمان شکافته شده و کوه‌ها متلاشی و پراکنده می شود، پس هیچ صاحب روحی نیست مگر آنکه دلش کنده شده و گناهش را یاد می کند... پس کجایی ای عمرو؟! [خلاصه آنقدر حضرت پیرامون قیامت توضیح داد که] یک موقع دیدند عمرو لرزه ای به اندامش افتاد و عرض کرد چه کنم برای چنین روزی که در پیش داریم؟! حضرت فرمود: بگو «لا اله الا الله»، عمرو گفت و در همان جا به همراه قومش مسلمان شدند.

نتیجه اعمال ما، بهشت یا جهنم؟!

امیر متقیان بعد از اینکه مردم را به آمادگی لازم برای مواجه شدن با لحظه ی مرگ دعوت می نماید، به نقش بسیار مهم اعمال و رفتار آدمی در سرنوشت اخروی او پرداخته و پیرامون این امر می فرماید: (فمن أقرب إلی الجنة من عاملها؟! و من اقرب الی النار من عاملها؟!). پس چه کسی از عمل کننده برای بهشت، به بهشت نزدیکتر و چه کسی از عمل کننده برای آتش به آتش نزدیکتر است؟!

کلام نورانی امیر بیان بیانگر این مطلب است که آفرینش بهشت و جهنم ارتباط تنگاتنگی با اعمال و رفتار آدمی داشته، به گونه ای که با صرف نظر از اعمال و رفتار او، چنین آفرینشی هرگز توسط حضرت حق انجام نمی پذیرفت. زیرا ما به این عقیده ایم که پروردگار عالم، آفریدگاری عادل و حکیم بوده و عدالت او در حدی است که ذره ای ظلم و ستم در حق بندگانش روا نمی دارد، و از طرفی آنچه ما از خداوند بی مثال می دانیم، آن است که آن یگانه خالق هستی، عنایت ویژه ای به انسان داشته و او را اشرف مخلوقات خود قرار داده و مقام بلند و رفیع خلافت و جانشینی خود را به او ارزانی داشته، مقامی که حتّی فرشتگان آسمانی لیاقت دستیابی به آن را نداشته اند، پروردگار هستی در کلام نورانی خود با فخر و مباهاتی مثال زدنی، این مقام رفیع را به آنها گوشزد نموده و در این باره به زیبایی فرمود: (إنی جاعل فی الارض خلیفة)6. همانا من در روی زمین جانشینی برای خود قرار دادم.

از مطالبی که بیان شد، به این نتیجه می رسیم که آفریدگار هستی، به هیچ وجه خوش ندارد انسانهایی را که با دست قدرت خود آفریده، در آتش قهر خود بسوزاند و از عذاب دردناک و آتش سوزان جهنم به آنها بچشاند. بنابراین این ما هستیم که قدر و منزلت سرمایه ی عظیم عمر خود را ندانسته و لحظات آن گنج گرانبها را صرف کارهای بیهوده نموده ایم، که چنین عملکردی نتیجه ای جزء آتش سوزان جهنم در پی نخواهد داشت، بنابراین اگر به سعادت ابدی خویش علاقمندیم و در زندگی به دنبال این هستیم که سرنوشتی زیبا را برای خود رقم بزنیم باید به فرامین حضرت حق و پیشوایان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) گوش جان فرا داده و در سایه ی عمل به گفتار آنها آینده ای درخشان را برای خود به ارمغان آوردیم.

امیر متقیان از قیامت تعبیر به «امر عظیم» نموده، حکایت از عظمت و بزرگی حوادث آن روز هولناک دارد. خداوند بی مثال در وصف قیامت می فرماید: (ثقلت فی السماوات و الأرض لا تأتیکم الّا بغتة) قیامت در آسمان ها و زمین سنگین است و نمی آید سراغتان مگر به طور ناگهانی

اعمال نیک مصالح ساختمان بهشتی

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: در شب معراج وارد بهشت شدم فرشتگانی دیدم که بنایی می سازند، خشتی از طلا و خشتی از نقره، و گاهی هم از کار کردن دست می کشیدند. به ایشان گفتم: چرا گاهی کار می کنید و گاهی از کار دست می کشید؟

پاسخ دادند: منتظریم تا مصالحی برسد. پرسیدم: مصالحی که می خواهید چیست؟ گفتند: ذکر مؤمن که در دنیا می گوید: «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر». هر وقت بگوید ما می سازیم و هر وقت خود داری کند، ما نیز خود داری می کنیم.

شاهدان قیامت

1- شهادت خدای متعال

اولین و بزرگترین شاهد قیامت، خداوند است. در قرآن آمده است: «اِنَّ اللهَ عَلى‏ کُلِ‏ّ شَى‏ءٍ شَهیِدٍ»؛ همانا خداوند بر همه چیز گواه است. در بحث شهادت براى خداوند اوصاف دیگرى نیز آمده است که همگى دلالت بر احاطه و حضور و علم و گواهى خداوند دارند، نظیر آیه «اِنَّ اللهَ کانَ عَلَیکُم رَقیِباً»؛ همانا خداوند مراقب شماست، یا آیه «و کانَ اللهُ بِکُلِ‏ّ شَى‏ءٍ مُحِیطاً»؛ خداوند بر هر چیز احاطه و حضور دارد.

2- شهادت انبیاء(علیهمالسلام) 

/ 0 نظر / 10 بازدید