آزمایش های لویی پاستور در رد نظریه «خلق الساعه»

آزمایش های لویی پاستور در رد نظریه «خلق الساعه»

 

تاریخچه نظریه «خلق الساعه» 

تاریخچه این نظریه به دوران یونان باستان بر می‌گردد، در آن دوران اعتقاد عامه بر این بود که کرم از گوشت گندیده و مگس و قورباقه از گل‌ولای شکل می‌گیرند.

خلق‌الساعه در فلسفه یعنی مادهٔ زنده خودبه‌خود به وجود بیاید. نظریه خلق‌الساعه توسط ارسطو مطرح شد که به پیدایش خودبه‌خودی جانداران از ماده اطلاق می شود. برخی از دانشمندان از زمان ارسطو تا ون هلمونت به این نظریه اعتقاد داشتند و سرانجام، فرانچسکو ردی با انجام آزمایشاتی آن را رد کرد.

اصطلاح خلق الساعه حداقل از زمان ارسطو که در سال‌های ۳۸۴ تا ۳۲۲ پیش از میلاد می‌زیست، وجود داشت. نظریه خلق الساعه بلحاظ علمی رد شده است.

نظریه خود به خودی ماده زنده از ماده غیر زنده پس از انتشار کتاب ردی نیز از بین نرفت و تا زمان پاستور یعنی قرن 19 طرفدارانی داشت لویی پاستور این نطریه را با ازمایشهای خود بطور قطعی باطل کرد.

 

رد نظریه

ردی اولین کسی بود که نظریه خلق‌الساعه (ایجاد خود به خود) رو رد کرد. بعدها پاستور با آزمایش‌های خود نظر ردی رو تایید کرد! قرن ها تصور می‌شد که حیات خود به خود از ماده مرده مثل گوشت در حال فساد به وجود می‌یاد. پاستور در عوض عقیده داشت که آنچه که ما می بینیم در واقع آثار ناشی از میکروب های غیرقابل دیدن یا به اصطلاح ژرم در هواست. او برای اثبات نظر خودش لوله‌های آزمایش رو پر از شیره گوشت پخته و جوشیده شده کرد که هریک تنها از طریق لوله ای به شکل S با هوای بیرون رابطه داشت. برطبق نظریه "پیدایش خود به خودی حیات" این اتفاق باید پس از مدت کوتاهی به شکلی معجزه آسا رخ دهد. ولی پس از ماه‌ها انتظار چنین اتفاقی رخ نداد. این نتیجه برای پاستور کاملاً قابل انتظار بود. جوشاندن موجب کشته شدن همه‌ی باکتری‌های موجود در شیره گوشت شد و ژرم‌های جدید نیز به دلیل دهانه های لوله ای S مانند نتوانستند خود را به آنجا برسانند. طرفداران پیدایش خود به خودی حیات کوشیدند با این ادعا که جوشاندن به هر صورت و به هر نحوی «نیروی حیاتی» اسرارآمیز را از بین برده، موضوع را منحرف کنند. پاستور برای پاسخ به اونا بعضی از دهانه‌های شیشه ای S شکل را شکست و منتظر ماند. بر طبق نظریه پیدایش خود به خودی حیات هیچ اتفاقی نباید می‌افتاد چون نیروی حیات مرده بود. ولی شیره گوشت به تدریج کدر شد چون مانعی بر سر راه میکروب ها برای رسیدن به محتویات درون لوله های آزمایش نبود. پاستور ثابت کرد که نیروی حیات در واقع افسانه‌ای بیش نیست. از سوی دیگر آزمایش وی مشخص کننده‌ی قدرت میکروب‌های غیرقابل دیدن نیز بود. نظریه‌ی او تحول عظیمی در علم پزشکی بوجود آورد.

 

لویی پاستور

لویی پاستور، از شیمی دانان و زیست شناسان مشهور فرانسوی است.

اشتهار وی مدیون شناخت نقش باکتری ها در بروز بیماری و کشف واکسن ضد هاری می باشد. همچنین عمل پاستوریزه کردن که مأخوذ از نام اوست، اختراع این دانشمند می باشد. لویی پاستور در تاریخ (۲۷ دسامبر ۱۸۲۲ (میلادی)) در شاتو ویله نوولتان از ایالت ژورا زاده شد و در تاریخ (۲۸ سپتامبر ۱۸۹۵ (میلادی)) در نزدیکی پاریس درگذشت.

● تولد و تحصیل

لویی پاستور در خانواده یک گروهبان مستعفی ِ ارتش شکست خورده ناپلئون بنام ژان ژوزف پاستور به دنیا آمد. جد او به شغل دباغی مشغول بود، لوئی پس از گذراندن دو سال تحصیل در دوره دبستان به عنوان شاگرد روزانه وارد کولژآربوا شد. او دانش آموزی متوسط ِ خوب بااستعدادی چشم گیر در رشته هنر شناخته می شد. در سال ۱۸۴۳ برای بار دوم در آزمون ورودی مدرسه عالی فرانسه شرکت و پس از اتمام تحصیلات، در سن ۲۶ سالگی (۱۸۴۸) به سمت ِ استاد در رشته شیمی دانشگاه استراسبورگ پذیرفته شد. او با تهیه و نوشتن رساله هایی درباره فیزیک و شیمی درجه دکترای ِ خود را گرفت. وی در این زمان با نوشتن نامه ای به رئیس دانشگاه اشتراسبورگ و کسب ِ موافقت وی، در روز (۲۹ مه ۱۸۴۹) با دختر ۲۲ ساله وی ازدواج می نماید. لویی پاستور در این هنگام ۲۶ سال داشت. همسر جوان لویی پاستور، با حمایت از فعالیت های علمی شوهرش، مسؤلیت کارهای اداری و دفتری را نیز به عهده می گیرد.

● خانواده

آنها دارای سه دختر می شوند که هرسه قبل از رسیدن به سن بلوغ می میرند، دختر چهارم و پسری بنام ژان باتیست از آن ها پا می گیرد که آن پسر بعدها سیاست مدار می شود. (ژان بابتیست در کودکی به وسیله پدرش از مرگ نجات یافته ولی ۵۰ سال بعد در سال ۱۹۴۰ که آلمان ها به فرانسه تاختند و می خواستند به سردابی که مقبرهٔ پاستور بود و پسرش نگهبانی آن را به عهده داشت به زور وارد شوند، با مقاومت روبرو شده و در این برخورد، ژان بابتیست جانش را از دست می دهد.)

● مرگ

پاستور در سن ۷۳ سالگی در اثر خونریزی و سکتهٔ مغزی درگذشت. مقبرهٔ او در زیرزمین انستیتو پاستور پاریس می باشد.

 

رد کردن نظریه خود به خودی(خلق الساعه)

پاستور پس از مدتی به فعالیت نورشناسی علاقمند شده و به تحقیقات فراوانی نیز دست می زند.

پاستور تحقیقات خود را در مورد عمل تخمیر ادامه داده و در این راستا به نتایج مهمی دست می یابد. او به این موضوع اساسی پی می برد که تخمیر نتیجه فعالیت های موجودات میکروسکپی و باکتری ها می باشد. آزمایش های پاستور بر روی موادی مانند چغندر قند، سرکه، شراب و شیر و عصاره گوشت با موفقیت انجام پذیرفت و به فرضیهٔ خودانگیزه ای (خود به خودی) پایان بخشید.آزمایش پاستور به این ترتیب بود که مقداری عصارهٔ گوشت را درون یک ظرف شیشه ای ریخت و روی آن را با استفاده از در پوش بست و برای آزمایش کنترلی به همان مقدار گوشت را درون یک ظرف دیگر به همان اندازه ریخت ولی درِ این یکی را نبست. پس از مدتی مشاهده کرد که آن ظرفی که درش باز بوده بوی بدی می دهد و مواد درون آن خراب شده در حالی که ظرفی که درپوش داشت بوی عصارهٔ گوشت را می داد و به هیچ عنوان خراب نشده بود. پس از این آزمایش او به این نتیجه رسید که هیچ ماده ای خود به خود به وجود نمی آید بلکه حاصل واکنش دیگر موجودات است. همچنین او دریافت که موجودات زنده ای به نام باکتری در هوا وجود دارد و برای اطمینان پنبه ای را به عصارهٔ گوشت آغشته کرد و به عنوان درپوش درون سر شیشه ای که دارای عصارهٔ گوشت بود گذاشت. بعد از مدتی متوجه شد که پنبه سیاه شده است و به وجود باکتری ها در هوا یقین پیدا کرد. تلاش علمی این دانشمند بزرگ، جهشی نوین در دانش پزشکی محسوب شده و به عنوان راه گشای اکتشافات بعدی در تاریخ بشریت ثبت شده است.

پاستور نتایج مطالعات خود را در سوم اوت ۱۸۵۷ به آکادمی علوم در شهر (لیل) ارائه و فرضیهٔ خود را مبنی بر تأثیر موجودات ذره بینی و نفوذ اکسیژن در اجسام، و تجزیهٔ آن ها، اثبات نمود. کشف واکسن ضد هاری نیز از جمله دست آوردهای لویی پاستور است که تا به امروز مورد استفاده قرار می گیرد.

آزمایشهای مشهور پاستور که منجر به باطل شدن نظریه خلق الساعه شدند :

 

آزمایش اول :

پاستور لوله ای شیشه ای برگزید و درون آن مقداری پنبه قرار داد . سپس با کمک تلمبه ای ، مقداری هوا به درون لوله کشید . سطحی از پنبه که هوا از آنجا وارد لوله می شد ، رفته رفته رو به تیرگی گذاشت تا اینکه به کلی سیاه شد .

  پاستور این پنبه را در مخلوطی از اتر و الکل وارد ساخت و آنچه را که در ته محلول رسوب کرده بود زیر میکروسکوپ ساده ی خود بررسی کرد .

در این بررسی مشاهده کرد که ذره های گوناگون گرد و غبار ،‌گرده های گل ها ،‌ باکتری ها ی فراوان ، هاگهای گوناگون و حتی تارهای پشم در رسوب وجود دارد .

پاستور از نخستین آزمایش خود نتیجه گرفت : هوا میکروب های فراوان دارد .

 

آزمایش دوم :

پاستور مقداری آبگوشت که در آن گوشت بدون چربی پخته و آب وجود داشت و محیط غذایی مناسبی برای میکروب ها به شمار می رفت را در شیشه ی دهانه بازی ریخت و آن را در مجاورت هوا قرار داد . پس از چند روز آبگوشت گندیده شد . او آبگوشت گندیده را زیر میکروسکوپ ساده ی خود نگاه کرد و آن را پر از میکروب یافت .

پاستور برای اینکه اطمینان حاصل کند که میکروب های هوا سبب گندیدگی آبگوشت شده اند ، مقداری از آبگوشت تازه را در شیشه ی دهانه باریکی ریخت و پس از جوشاندن ، دهانه ی شیشه را گرما داد تا گداخته شد و با این کار دهانه ی آن را بست .

این آبگوشت مدت ها بدون آنکه گندیده شود ، همچنان سالم باقی ماند . پاستور از این آزمایش نتیجه گرفت :جوشاندن آبگوشت ، میکروبهای هوا را که عامل گندیدن آبگوشت هستند ،از بین می برد .

 

آزمایش سوم :

پاستور برای یافتن اطمینان بیشتر از اینکه میکروب های هوا سبب آلوده شدن آبگوشت شده اند ، یک بالون انتخاب کرد و در آن آبگوشت ریخت و جوشاند . سپس ظرف و آبگوشت جوشیده ی درون آن را توسط یک لوله ی خمیده ،  در معرض هوا قرار داد .مدت ها گذشت و فسادی حاصل نشد . در این آزمایش ،لوله ی خمیده ،‌ مانع ورود میکروب های زنده ی هوا به درون آبگوشت شده بود .

سپس پاستور با خم کردن ظرف ، مقداری از آبگوشت را وارد لوله ی خمیده ی متصل به ظرف آبگوشت کرد  . سپس این آبگوشت موجود در لوله را با خم کردن مجدد ظرف ، به ظرف آبگوشت برگرداند . پس از مدتی آثار فساد و گندیدگی در آبگوشت ظاهر شد .پاستور نتیجه گرفت :

آبگوشت خودبخود گندیده نمی شود ، بلکه میکروبهایی که در ناحیه خمیده لوله قرار داشته اند باعث گندیدن آبگوشت شده اند .

مقاومت مخالفان پاستور :

معتقدین به خلق الساعه به آزمایشهای پاستور این ایراد را وارد کردند که :

  گرما دادن آبگوشت شرایط محیطی لازم برای خلق الساعه را از بین می برد . و اگر گرما وجود نداشته باشد ، حتما همه ی میکروب ها به وجود خواهند آمد .

 پاستور برای رفع این ایراد آزمایشی دیگر انجام داد که به آزمایش چهارم پاستور مشهور است . با این آزمایش دیگر شکی باقی نماند که نظریه خلق الساعه باطل است .

آزمایش چهارم :

پاستور ظرفی شیشه ای مطابق شکل تهیه کرد . این ظرف را قبلا گرما داد تا بدون میکروب شود  . سپس دهانه ی بالایی آن را از پنبه ی استریل (بدون میکروب) پر کرد . نوک تیز لوله و پهلوی شیشه را با الکل پاک کرد و پوست گردن اسبی  را هم با الکل پاک کرد . سپس نوک تیز شیشه را به سیاهرگ گردن اسب فرو کرد و کاری کرد که سر آن بشکند . (کاری شبیه تولید سوزن سرنگ) .

  پاستور از بالای پنبه هوای درون شیشه را با تلمبه بیرون کشید .در نتیجه ی بیرون کشیده شدن هوای شیشه و ایجاد خلاء نسبی ، خون سیاهرگ گردن اسب به درون شیشه سرازیر شد . هنگامی که مقدار کافی خون اسب درون شیشه جمع شد ، پاستور با احتیاط  لوله ی نوک تیز را از گردن اسب بیرون آورد و بلافاصله نوک لوله را یست .

خون درون شیشه مدت ها بدون آنکه گندیده شود بلقی ماند و حال آنکه اگر خون در مجاورت هوا قرار می گرفت فوراً فاسد می شد .پاستور در آزمایش چهارم بدون گرما دادن خون مانع آلوده شدن آن به میکروب شد و ثابت کرد : خون خودبخود میکروب (موجود زنده) تولید نمی کند .

/ 0 نظر / 33 بازدید